الو الو...

عسل دل مامانی، الهی فدات بشم که تقریبا تو هفته آخر ٩ ماهگی ات یاد گرفته ای که گوشی تلفن رو بر می داری و کاملا برعکس میگذاری پشت سرت و شروع می کنی به دَدَدَدَ.. کردن و هر موقع گوشی رو بهت می دیم و می گیم الو کن سریع این کار رو می کنی...
اوایل که الو کردن رو یاد گرفته بودی من یا بابایی که تلفن رو روی گوشت می گذاشتیم ، قبول نداشتی و از دست ما می گرفتی و حتما باید گوشی رو به پشت سرت می چسبوندی و بعد دَدَدَدَ... می کردی.
و بعضی مواقع که تو حال خودت هستی تا مدت ها گوشی رو پشت سرت می گذاری و دَدَدَدَ.... می گی، من این قدر منتظر می مونم تا اینکه وقتی حرف زدنت با تلفن تموم شد یه ماچ آبدار ازت می گیرم که بعضی مواقع باعث گریه ات می شه
ولی چه کنم؟؟؟ نمی تونم خودم رو نگه دارم.
عکس های الو الو کردن خانوم:


تو عکس بالایی اخم کرده بودی و با صدای بلند دَدَدَدَ... می گفتی، مثلا داشتی جدی و با تمرکز کامل الو می کردی...الهی فدای حرف زدنت بشم.

الهی قربونت بشم که لحظه به لحظه با مزه تر و خوردنی تر می شی...


الو الو... 
